سفارش تبلیغ
کیف موبایل Angry Birds
یک کیف موبایل شیک و جذاب با برند معروف و با کیفیت Golla، دارای جای هندزفری و کارت اعتباری
دستبند بلوتوث ویبره
وقتی گوشی شما زنگ بخورد شماره تماس طرف مقابل روی دستبند نمایش یافته و دستبند می لرزد.
اسپیکر فلش‌خور
اسپیکر شارژی کوچک دارای ورودی usb برای پخش فلش مموری و فایل های microSD
دستبند بلوتوث ویبره
3تا لذت های زندگیم... - آرامش طوفانی
از لغزش جوانمردان در گذرید که کسى از آنان نلغزید ، جز که دست خدایش برفرازید . [نهج البلاغه]

3تا لذت های زندگیم...

ارسال‌کننده : آرام در : 21/12/89 12:2 عصر

خانوم معلم نازنین( نمی دونم چرا نمیشه لینکش رو بذارم اینجا) منو  دعوت کرده به سهیم کردم   3تا از پیش پا افتاده ترین لذت های زندگیم با هر کس که اینجا رو می خونه


راستش خیلی وقته از اون فضای ارتباطی به شکل وبلاگی خارج شدم و کمتر کسی اینجا رو میخونه و کسانی هم که می خونن از دوستان قدیمی هستن و ما ارادت خاص بهشون داریم، و بنابر این معمولا فقط مواقعی که واقعا طوفانی میشم انیجا مینویسم اما درخواست خانوم معلم برام عزیز و این درخواست با کمال میل اجابت می کنم


موضوع انشا 3تا از پش پا افتاده ترین لذت های زندگی:


1- وقتی ببعد از یه روز کاری سخت، بی خیال همه کارهای روزمره ام میشم و از بعد از ظهر( وقتی حدس میزنم مجید دبگه الان بیدار شده) میشینم پای لپ تاب و تا وقتی که بیاد هی به ساعت نگا می کنم، هی پیغام مینویسم پس کجایی و این پروسه ممکن به دلیل همه ی مشغله های کاری یه دانشجوی دکترا تو مملکت غریب، اصلا به دیدار ختم نشه!!! اگرم بتونیم هم رو ببینیم( که الان 2-3 هفته اس به خاطر سرعت پایین نتونستیم) همین که چراغ مسیجر مجید روشن باشه، (حتی اگه مشغول کار باشیم هر دو و حرف هم نزنیم) حس میکنم دنیا رو دارم! وقتی چراغ مسیجر مجید روشن، بی شک ، یکی از لذت بخش ترین لحظه هام...




2- وقتی از پیرمرد کنار متروی حقانی فال میخرم، وقتی از بچه های تو کوچه برلن 10 تا 10 تا ابر ظرف شویی میخرم!! وقتی از بچه های دستمال فروش مترو دستمال می خرم! دنیا رو میدن بهم وقتی پول میدم بهشون و راضی از فروختن میخندن و میرم سمت یه خریدار دیگه...، وقتی شاگردام بهم یه نامه میدن یا بهم میخندن و میگن دوست داریم، در کل لبخند رضایت آدم ها عجیب کیفورم میکنه!




3- وقتی با بابام حرف می زنیم و مامانم میگه: باز این دوتا گل و بلبل افتادن به هم، وقتی همه میگن آرام کپی برابر اصل حاج محمود ( بابام)،  وقتی با مامان حرف می زنم و فاطمه( دختر عمه ام ) میگه : شما دارین چی میگین؟ و من با شوق میگم: حرفای مادر دختری!،  وقتی مامان زنگ میزنه و کل اتفاقات روزش رو برام میگه و  گاهی گریه می کنه از دلتنگی و گاهی میخنده اما مهم اینه که آخرش وقت خدافظی فکر میکنم یه نفس راحت میکشه از اینکه شنیده شده... خلاصه اش کنم هر لحظه ای که مامان و بابا به عناوین مختلف توش باشن!


.


.


.


.


بعد از انشا: این نقطه ها یعنی لذت های زندگیم خیلی بیشتر از این حرفاس. الحمد الله رب العالمین.






کلمات کلیدی :